پایگاه خبری نبض رویداد گزارش میدهد که مصرف بالای گاز در فصول سرد سال، به ویژه در بخش خانگی، همواره یکی از چالشهای ساختاری و تکراری در اقتصاد انرژی کشور بوده است. به عنوان مثال، در سال ۱۴۰۳، بخش خانگی به طور متوسط ۲۸ درصد از مصرف گاز طبیعی کشور را به خود اختصاص داده که در ماههای اوج فصل سرد به حدود ۴۶ درصد میرسد. با کاهش دما، زنگ خطر ناترازی به صدا درمیآید و انتقادات به سمت مصرفکنندگان خانگی متمرکز میشود. در این میان، یک خلأ سیاستی بزرگ همواره مسیر تصمیمگیری را منحرف کرده است: «نبود تصویر دقیق و مبتنی بر داده از رابطه میان مصرف گاز و وضعیت رفاهی خانوارها». سالها تصور غالب و سیاستگذاریها بر این پیشفرض استوار بود که پرمصرفی مختص دهکهای بالای درآمدی است و تنها طبقات مرفه هستند که گاز را به طور بیرویه مصرف میکنند.
اما گزارش جدید و ابتکاری مرکز پژوهشهای مجلس، تصویر سنتی ما از ناترازی گاز را دگرگون کرده است. نوآوری در این پژوهش، پیوند قبوض گاز با دادههای رفاهی و سنجش مصرف به ازای هر متر مربع، نقطه قوت و تمایز این گزارش تحلیلی است. برای نخستین بار، «دادههای واقعی مصرف گاز مشترکین خانگی در سطح ملی با اطلاعات رفاهی خانوارها پیوند داده شده است». این تلفیق هوشمندانه پایگاههای داده، به سیاستگذاران اجازه میدهد تا از سطح تحلیلهای انتزاعی عبور کرده و مشاهده کنند که در هر اقلیم و در هر دهک اقتصادی، رفتار مصرفی خانوارها به چه صورت است.
یکی از مهمترین دستاوردهای این گزارش، تغییر شاخص ارزیابی مصرف است. اگرچه به طور کلی، دهکهای ثروتمندتر به دلیل داشتن متراژ بالای منازل مسکونی و امکاناتی نظیر استخر، در مجموع گاز بیشتری مصرف میکنند، اما وقتی شاخص «مصرف گاز خانگی به مساحت منازل مسکونی» مبنای محاسبه قرار میگیرد، حقیقت نمایان میشود. دادههای استخراجشده در این پژوهش نشان میدهد که دهکهای پایین درآمدی برای گرمایش هر مترمربع از محل سکونت خود، گاز به مراتب بیشتری نسبت به دهکهای مرفه مصرف میکنند. بر اساس این گزارش، میزان مصرف گاز به ازای هر متر مربع زیربنا در کل کشور، برای دهک اول ۲۳ مترمکعب و برای دهک دهم ۱۷ مترمکعب است. این آمار شگفتانگیز یک پیام روشن دارد: مصرف بالای دهکهای کمبرخوردار ناشی از «اسراف و رفاه» نیست، بلکه ریشه در «فقدان تجهیزات گرمایشی پربازده» و «عایقبندی نامناسب ساختمانها» دارد.
خانواری که توان مالی برای تعویض پنجرههای غیراستاندارد یا جایگزینی بخاری فرسوده با رده انرژی پایین را ندارد، ناچار است برای فرار از سرما، گاز بیشتری بسوزاند. گزارش مرکز پژوهشها نشان میدهد که بهینهسازی مصرف گاز در دهکهای پایین، مقدم بر هر اقدامی است. این گزارش با اثبات این واقعیت که بخش بزرگی از هدررفت گاز در دهکهای پایین به دلیل فرسودگی تجهیزات است، خط بطلانی بر سیاست «شوکدرمانی قیمتی» میکشد. اگر دولتها پیش از اصلاح زیرساختها، اقدام به آزادسازی دفعی قیمتها یا اجرای طرحهایی از قبیل بازتوزیع یارانههای انرژی کنند، فشار شدیدی به طبقات ضعیف وارد خواهد شد. خانواری که از بخاری فرسوده استفاده میکند، با گران شدن گاز توانایی کاهش مصرف خود را ندارد، بلکه تنها سهم هزینههای انرژی در سبد خانوارش به شدت افزایش مییابد و این امر تبعات سنگین اجتماعی و معیشتی در پی خواهد داشت.
بر اساس یافتههای این گزارش، مسیر حل ناترازی گاز از یک راهبرد دو مرحلهای و همزمان میگذرد: ۱. اولویت قطعی بهینهسازی: پیش از هرگونه دستکاری در ساختار قیمتها برای دهکهای پایین و متوسط، باید نهضت ملی «بهینهسازی» شکل بگیرد. تعویض میلیونها بخاری فرسوده با تجهیزات با راندمان بالا، عایقبندی موتورخانهها و حمایت از شرکتهای خدمات انرژی (ESCO) باید در دستور کار قرار گیرد. ۲. اصلاح پلکانی و هوشمند: همزمان با فراهم شدن بستر بهینهسازی و برای جلوگیری از هدررفت گاز توسط فوقپرمصرفها، باید نظام تعرفهگذاری بهصورت پلکانی (IBT) اصلاح شود. افزایش قیمتها باید تدریجی، هوشمند و با تمرکز بر پلههای بالای مصرف باشد تا فشار اقتصادی به عموم مردم و دهکهای آسیبپذیر وارد نشود.
درک این موضوع که دهکهای پایین جامعه بیشترین مصرف را به ازای هر متر مربع دارند، رویکرد سیاستگذاری را از «تمرکز صرف بر رفتار مصرفی» به «اصلاح تجهیزات و حمایت از بهینهسازی» تغییر میدهد. عبور موفقیتآمیز از بحران زمستانهای سرد، نیازمند آن است که سیاستگذار ابتدا ابزار صرفهجویی را در اختیار خانوار قرار دهد و همزمان نیز با ابزار قیمتگذاری پلکانی، رفتار پرمصرفها را تنظیم کند.