۲۰:۰۷

۱۴۰۵/۰۳/۲۸

میثاق لرها با خاک؛ راز آیین کهن گِل برای سیاوش اهل بیت چیست؟

نویسنده در این یادداشت به بررسی میثاق با خاک و آیین گل از منظر بهرام بیضایی می‌پردازد. او همچنین به سوگ لرها برای سیاوش کشی یزید اشاره می‌کند و عمق احساسات و فرهنگ این آیین‌ها را به تصویر می‌کشد. این یادداشت نگاهی دقیق و تأثیرگذار به ارتباط انسان با زمین و تاریخ دارد.

یادداشت مهمان – علی صارمیان، در زبان‌های باستانی، آفتاب به نام هوئر یا اهورا و گل به هرریه یا خرره شناخته می‌شود. نماد فروهر به معنای فرو هوئر یا بالاتر از آفتاب است. برای من و مردم قدیم خرم‌آباد، تفاوتی میان خَررهَ و گِل مالی وجود دارد. گِل مالی به نوعی واژه‌ای بی‌عاطفه و عمومی است که به معنای آغشته کردن کسی یا چیزی به گِل به کار می‌رود. این مفهوم با خَرَ مشترک است، اما معنای خَرَره و فلسفه‌اش چیز دیگری است. خَرَر افتادن یک عمل بی‌عاطفه و فلسفی نیست. در لرستان و برخی شهرها مانند قروه در کردستان یا ورامین، یک آیین کهن و با هویت وجود دارد؛ آیینی لریاتی و تا حدودی مقدس.

خرم‌آبادی‌ها و برخی لرهای دیگر، خاک پاک را از بادیه و صحرا جمع‌آوری کرده و در روز تاسوعا الک می‌کنند. سپس آن را در حوضچه‌ای دایره‌ای یا مربع شکل می‌ریزند. مردم نیز گلاب نذر کرده و آن را بر روی خاک می‌گذارند تا شب عاشورا که خَررَه را به آرامی آماده می‌کنند. این خاک بوی عطر می‌دهد و پاکیزه است. در روز تاسوعا، دو دسته به دهات و بادیه می‌روند. دسته اول برای جمع‌آوری خاک و دسته دوم برای آوردن هیزم. هیزم برای صبح عاشورا آورده می‌شود تا آتش روشن کنند و از سرما جلوگیری شود. وقتی جلوی آتش ایستاده و خَرَره بر تن و لباس خشک شد، به خیابان‌های شهر می‌روند. جلوی دسته توشمال‌ها، ساز و دهل که نشانه چمر و مرگ عزیز است، به نشانه آغاز روز سوگواری نواخته می‌شود. صدای ساز چمرانه به گوش می‌رسد تا نشان دهد که کسی در خانه نمانده و عاشورا برپا شده است. این دقیقاً کاری است که در لرستان برای مرگ عزیزی انجام می‌دهند. به صورت جمعی، کسی در لرستان برای مرگ عزیزش قمه نمی‌زند یا کارهای دیگری که نشانه سوگواری باشد، انجام نمی‌دهد.

خرَرَه افتادن نشانه این است که بعد از رفتن تو، با خاک برابر شدیم. یعنی تو به زیر خاک رفتی و ما هم خاک شدیم. یک معنای دیگرش شبیه‌سازی خود با بازماندگان و اسیران کربلاست که با پای برهنه در خاک‌ها رفتند و خاک بر سر و صورت پاکشان نشسته است. خرَرهَ معانی زیادی دارد. آقای بهرام بیضایی در نوشتن فیلم روز واقعه از خَررهَ استفاده کرده است. اینکه آیا در کتب تاریخی سندی برای سوگواران مبنی بر خَرَه افتادن وجود دارد یا خیر، باید از بیضایی پرسید که کتاب‌هایش گاهی منبع شناخت سنت‌های اصیل ایرانی در سازمان‌هایی چون یونسکو است. به هر حال، خَرَره یک سنت محلی بی‌آزار ایرانی است و می‌توان با رعایت مسائل محیط زیستی، این سنت را منبع خوبی برای زنده کردن سنت‌های جدید قرار داد. به عنوان مثال، وقتی دسته‌ها برای آوردن هیزم به دهات و کوهستان می‌روند، می‌توانند نهال ببرند و به یاد امام حسین (ع) نذر کنند و بکارند.

خرَرَه جزئیات دیگری نیز دارد. حمام عمومی که رایگان بود و نذر حمام چی که این روزها با برچیده شدن حمام‌های عمومی به فراموشی سپرده شده است. سنت‌های دیگری نیز در لرستان وجود دارد مانند چهل‌منبر که به طور اختصاصی متعلق به بانوان است و محل برگزاری آن کوچه ارزاق خرم‌آباد است. یا مثلاً تراش عباس که بر اساس باور قدیمی، حضرت عباس برای شهادت خود را آراسته و صورت را پیرایش کرده و خرم‌آبادی‌ها این را به سنت تبدیل کرده‌اند. با این حال، هرگز در مورد خَرَره افتادن، رفتار افراطی از بزرگان هیئت‌ها مشاهده نکرده‌ام. آخرین عکسی که از مرحوم پدرم دارم، خَرَره را به تبرک به سر و شانه‌ها یا صورت می‌مالید. من می‌دانم که بهرام بیضایی تا حدودی از دریچه نگاه مشابه من به عاشورا نگاه کرده است. عاشورا در لرستان هنوز بر پایه قدیمی‌ترین سنت‌های ایرانی می‌چرخد و بعد از من و شما نیز تا قیامت و حیات مردم شهر سینه به سینه خواهد گشت. کاش ما که این همه به دنبال ایرانیزه کردن همه چیز هستیم و خود را نواده خاک پاک آریایی می‌دانیم، میثاق با خاک در لرستان را درک کنیم. حسین (ع) برای لرها حقیقت خون سیاوشان است نه بر گونه اسطوره. به گونه حقیقی که قربانی خلیفه جور شد که هزاران ایرانی و زن و کودک را به اسیری برد و حسین (ع) را نیز به همان شکل برایش عاشورا ساخت. این همدردی عاطفی اولیه به شناخت راه و پیام حسین (ع) رسید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو کردن